حسين بن حسن خوارزمي

623

شرح فصوص الحكم

و الرضا مزيل للغضب ، و الغضب مزيل للرضا عن المرضى عنه و الاعتدال أن يتساوى الرضا و الغضب ، فما غضب الغاضب على من غضب عليه و هو عنه راض . فقد اتصف بأحد الحكمين في حقه و هو ميل . و ما رضى الراضي عمن رضى عنه و هو غاضب عليه ، فقد اتصف بأحد الحكمين في حقه و هو ميل . يعنى : وارد شد در علم الهى نبوى ، اتصاف حق به رضا و غضب و ساير صفات متقابله ، و رضا مزيل غضب است از مغضوب عليه ، و غضب مزيل رضا از مرضى عنه ، و اعتدال متساوى رضا و غضب بود . پس غاضب غضب نمىكند بر مغضوب عليه ، در آن حال كه از او راضى باشد ، لا جرم متّصف شد به احد الحكمين در حق او . و اين جز ميل نيست ، و حق راضى نمىشود از هر كه راضى مىشود در آن حال كه نزد وى غاضب باشد . پس متّصف شد در حق به احد الحكمين ، و اين نيز ميل است . پس در رضا و غضب نيز اعتدال متصور نشود ، و اين به نسبت با قوابل است ، اما به نسبت با اعيان اين صفات حاصله در جناب الهى و حضرت اسمائيه چنين نيست ، چه آن [ 257 - پ ] مقام جمع است ، و يكى را بر ديگرى غلبه نيست ، اگر چه بعضى بر بعضى سابق باشد چون سبق رحمت بر غضب . و إنما قلنا هذا من أجل من يرى أن أهل النار لا يزال غضب الله عليهم دائما أبدا في زعمه . فما لهم حكم الرضا من الله فصحّ المقصود . يعنى : نگفتم كه حكم رضا متعلَّق نمىشود بر آن كه حكم غضب بر او متعلَّق شود « 17 » و بالعكس ، مگر از روى نبأ بر زعم اهل حجاب كه مىگويند كه غضب از اهل نار زايل نمىشود و حكم غضب ابدا بر ايشان جارى است . و متعلق نمىشود بر ايشان حكم رضا از حق - عزّ و جلّ - پس اگر امر چنان باشد كه ايشان گمان مىبرند ، پس مقصود درست گشت . فإن كان كما قلنا مآل أهل النار إلى إزالة الآلام و إن سكنوا النار ، فذلك رضا : فزال الغضب لزوال الآلام ، إذا عين الألم عين الغضب إن فهمت . پس اگر چنانچه « 18 » ما گفتيم مآل اهل نار به ازالت آلام باشد و به نعمى كه مناسب اهل جحيم است ، چنان كه تقرير كرده شد ، تا آن كه ساكن باشند در نار ، پس اين عين رضا است از ايشان ، از آن كه زوال الم عين زوال غضب است ، و چون غضب

--> « 17 » قا : « شود » نبود . « 18 » پا : چنان كه .